رد شدن به محتوای اصلی

نماز مغرب و حتا عشاء را خوانده بودیم و رفقاء به بیروت بر می‌گشتند. با رباب صدر از مدرسه‌ی...

‏نماز مغرب و حتا عشاء را خوانده بودیم و رفقاء به بیروت بر می‌گشتند. با رباب صدر از مدرسه‌ی شبانه‌روزی بیرون می‌آمدم و چیزی که از ظهر می‌خواستم را عاقبت پرسیدم: آقا موسا میان این همه مؤسسه و خیریه، مدرسه‌ی شرعیه‌اش در لبنان را از چه بنیان ننهاد؟ لحن خواهر خسته بود: طلبه‌یی نبود...


‏نماز مغرب و حتا عشاء را خوانده بودیم و رفقاء به بیروت بر می‌گشتند. با رباب صدر از مدرسه‌ی شبانه‌روزی بیرون می‌آمدم و چیزی که از ظهر می‌خواستم را عاقبت پرسیدم: آقا موسا میان این همه مؤسسه و خیریه، مدرسه‌ی شرعیه‌اش در لبنان را از چه بنیان ننهاد؟ لحن خواهر خسته بود: طلبه‌یی نبود...


👤 محمد مهدی فاطمی صدر 

💚 @nojavania

...
...
...
...